پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

دلی کز عشق مفتون نیست یا رب پر ز خونش کن

ز اقلیم محبت خسته و حیران برونش کن

سری کز غمزه لیلی و شت ناگشته سودایی

چون مجنون خوار و سرگردان به صحرای جنونش کن

اگر چون بیستون بار غمت اندر دلی نبود

بسان خیمه بی‌خانمان و بی‌ستونش کن

نمی‌گویم شرار عشق خود از سینه‌ام کم کن

چو می‌خواهی بسوزی هر چه بتوانی فزونش کن

مروت نیست مرغی در قفس عمری بسر بردن

اسیر خویش را گاهی به گلشن رهنمونش کن

هر آن کس از طریق دوستی در منع ما کو شد

چو بخت خویش در چاه ندامت سر نگونش کن

زرنگ زرد و اشک سرخ (صامت) حال او بنگر

ز درد دوری خود از برون سیر درونش کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶نمی‌دانم شب هجر تو را باشد سحر یا نه
  2. شمارهٔ ۶۷رخت را ماه می‌گفتیم اگر مه داشت پیرایه
  3. شمارهٔ ۶۸چه خوش بود ار ز عشق اول دلی شیدا نمی‌کردی
  4. شمارهٔ ۶۹خوش به حال آن که روز بی‌کسی یارش تو باشی
  5. شمارهٔ ۷۰در شهرت ریا شد عمرم تمام نیمی
  6. شمارهٔ ۷۱تا کی از بخت فرو بسته گره وا نکنی
  7. شمارهٔ ۷۲مردم از تیر بلایت امتحانم می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.