پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

بس که در باغ رخت محو تماشا ماندیم

بی‌خبر از همه نیک و بد دنیا ماندیم

شد تهی دایره عشق تو از بوالهوسان

ما چو پرگار بجا بر سر یک پا ماندیم

بیم غرقاب نداریم که مانند حباب

از سبکباری خود بر سر دریا ماندیم

بوی خیری نشنیدیم از این همسفران

ز آن برندان وطنی که و تنه ماندیم

همه کس معترف قبله ابروی تو شد

ما ز بدبختی خود بر سر حاشا ماندیم

کس ندانست که خاصیت گمنامی چیست

ما در این راه به همراهی عنقا ماندیم

همه کس معتکف کوی فنا شد (صامت)

ما ز کوته نظری بر در دل‌ها ماندیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳نگارا زخم دل را مرحمش کن
  2. شمارهٔ ۶۴دلی کز عشق مفتون نیست یا رب پر ز خونش کن
  3. شمارهٔ ۶۵شد از آن روزی که صحرای جنون ماوای من
  4. شمارهٔ ۶۶نمی‌دانم شب هجر تو را باشد سحر یا نه
  5. شمارهٔ ۶۷رخت را ماه می‌گفتیم اگر مه داشت پیرایه
  6. شمارهٔ ۶۸چه خوش بود ار ز عشق اول دلی شیدا نمی‌کردی
  7. شمارهٔ ۶۹خوش به حال آن که روز بی‌کسی یارش تو باشی
  8. شمارهٔ ۷۰در شهرت ریا شد عمرم تمام نیمی
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.