پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

من نمی‌گویم چرا با دوستانت کین بود

خود بگوی ای نازنین شرط محبت این بود

حال دل‌های شهیدان غمت از لاله پرس

کوس راپایش ز داغ دوستی رنگین بود

تیر تو نگذاشت دیگر آرزویی در دلم

منت از وی تا قیامت بر دل خونین بود

زیر تیغت گر که خندیدم عجب ناید تو را

آب شمشیرت زبس ای نوش لب شیرین بود

خوش رسیدی وقت مردم بر سرم آری خوشست

شمع رویت جانسپاری را که در بالین بود

بس بود افسوس قاتل بهر قتلم خونبها

گر ترا ای شوخ رحمی بر دل سنگین بود

دستها را از تاسف بهر (صامت) رنجه کن

گریه از شمع لازم بهر درد دین بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار می‌خواهد
  2. شمارهٔ ۵۲از قفس راندی و گفتی رو که آزادی دگر
  3. شمارهٔ ۵۳هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر
  4. شمارهٔ ۵۴آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندش
  5. شمارهٔ ۵۵ز بسکه در غم روی تو انتظار کشیدم
  6. شمارهٔ ۵۶اگر از بی‌وفایی‌های تو حرفی به لب دارم
  7. شمارهٔ ۵۷تا سرو کار بدان طره پر خم دارم
  8. شمارهٔ ۵۸ترک دین و دل نمودم ترک جان هم می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.