پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

کسی که در صف مستان به احتراز نشیند

چه قابل است که در بزم اهل راز نشیند

بپای خیز و در این شهر غارت دل و دین کن

تو را که گفت نشین تا که فتنه باز نشیند

سعادت ابدی چون نوشته بر پیر تیرت

بهر دلی که نشیند بگو به ناز نشیند

همای عشق چون آگاه بود ز سلطنت فقر

همیشه بر سر رندان پاکباز نشیند

محبت است که باید چو روح از تن محمود

برون شود بسر طره ایاز نشیند

به هر طرف نکند جلوه‌گر جمال تو از چیست

گهی بدیر و گهی بر در حجاز نشیند

دگر مگوی ز زلفش که دام جمله دلهاست

کزین مقدمه (صامت) سخن دراز نشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹من نمی‌گویم چرا با دوستانت کین بود
  2. شمارهٔ ۵۰تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
  3. شمارهٔ ۵۱دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار می‌خواهد
  4. شمارهٔ ۵۲از قفس راندی و گفتی رو که آزادی دگر
  5. شمارهٔ ۵۳هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر
  6. شمارهٔ ۵۴آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندش
  7. شمارهٔ ۵۵ز بسکه در غم روی تو انتظار کشیدم
  8. شمارهٔ ۵۶اگر از بی‌وفایی‌های تو حرفی به لب دارم
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.