پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

دمی که باده عشترت بتان به جام کنند

به نزد دردکشان ترک ننک و نام کنند

مدام خنده بدان می کشان زند ساغر

که نان پخته خود را ز گریه خام کنند

شود چو دست تظلم دراز باز بر او

عبث به حشر شهیدان وی قیام کنند

سبک تبسم زیر لب این بتان گه وصل

حساب هجر دو صدساله را تمام کنند

مخوان بسوی بهشتم که رهروان رهش

بهشت را به خود اول قدم حرام کنند

ز راحتی که به دام تو هست می‌ترسم

که مرغ‌های دگر آرزوی دام کنند

ز وصل حور فراموش کنند اهل جهان

به خاک کوی تو روزی اگر که شام کنند

ز خال و زلف اگر دام و دانه نبود

چگونه مرغ چو (صامت) به خویش رام کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸پیش از آنی که محبت به جهان باب نبود
  2. شمارهٔ ۴۹من نمی‌گویم چرا با دوستانت کین بود
  3. شمارهٔ ۵۰تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
  4. شمارهٔ ۵۱دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار می‌خواهد
  5. شمارهٔ ۵۲از قفس راندی و گفتی رو که آزادی دگر
  6. شمارهٔ ۵۳هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر
  7. شمارهٔ ۵۴آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندش
  8. شمارهٔ ۵۵ز بسکه در غم روی تو انتظار کشیدم
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.