پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند

ما شکر می‌کنیم اگر اکتفا کنند

منت کشیم و ناز کشیم و ستم کشیم

حاشا کنند و جور کنند و جفا کنند

سهل است انتظار کشیدم تمام عمر

کز صد هزار وعده یکی را وفا کنند

بالله که بهر کشتن ما عین خونبهاست

خونی که غمزه‌های تواش زیر پا کنند

مرغی که ریخت بال و پرش در ته نفس

کشتن نکوتر است گر او را رها کنند

صد همچو روز حشر به جایی نمی‌رسد

طورمار شکوه شب هجران چووا کنند

(صامت) من آن نیم که کشم پاز کوی دوست

ور فی المثل که بند ز بندم جدا کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷کسی که در صف مستان به احتراز نشیند
  2. شمارهٔ ۴۸پیش از آنی که محبت به جهان باب نبود
  3. شمارهٔ ۴۹من نمی‌گویم چرا با دوستانت کین بود
  4. شمارهٔ ۵۰تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
  5. شمارهٔ ۵۱دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار می‌خواهد
  6. شمارهٔ ۵۲از قفس راندی و گفتی رو که آزادی دگر
  7. شمارهٔ ۵۳هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر
  8. شمارهٔ ۵۴آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندش
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.