پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

چینیان در چین گر از زلف تو چینی داشتند

بر جبین در چین ز بوی مشک چینی داشتند

از مگس شکر فروشانرا محالست ایمنی

زانکه صاحب خرمنان هم خوشه‌چینی داشتند

خواری احباب خود بنگر که در روز فراق

ترک ایشان گفت هر جا همنشینی داشتند

دست و پای عاشق بیچاره بستن تازگی است

روز اول راه در هر سرزمینی داشتند

گر دورنگی بود مانع در وصالت عاشقان

دوختند از غیر گر چشم دو بینی داشتند

کشور دلها چنین تنها مسخر می‌کنند

تا چه می‌کردند خوبان گر معینی داشتند

می‌رود از دست مردم دین و غافل می‌چرند

باز دین‌داران سابق درد دینی داشتند

عاقبت بینی اگر اندر میان خلق بود

بود وقف چشم تر گر آستینی داشتند

صلح و جنگی (صامتا) از یار ما معلوم نیست

خوبرویان روز اول مهر و کینی داشتند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶دمی که باده عشترت بتان به جام کنند
  2. شمارهٔ ۴۷کسی که در صف مستان به احتراز نشیند
  3. شمارهٔ ۴۸پیش از آنی که محبت به جهان باب نبود
  4. شمارهٔ ۴۹من نمی‌گویم چرا با دوستانت کین بود
  5. شمارهٔ ۵۰تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
  6. شمارهٔ ۵۱دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار می‌خواهد
  7. شمارهٔ ۵۲از قفس راندی و گفتی رو که آزادی دگر
  8. شمارهٔ ۵۳هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.