پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

تا مرا گردن به طوق آشنایی بسته‌اند

روز و شب انجام کارم با جدایی بسته‌اند

هر چه با ما بی‌وفایی می‌کنی جرم تو نیست

جمع دنیا را ز روی بی‌وفایی بسته‌اند

دل بهر نو عاشقی مسپار کاین ناپختگان

تهمتی بر خود برای خودنمایی بسته‌اند

وقت آنان خوش که بیرون از جهان آرزو

دائماً دل را به الطاف خدایی بسته‌اند

بی‌اطاعت دل به لطف او نهادن غره گیست

خلق دل بر ای سخن‌هایی هوایی بسته‌اند

بعد ازین خواهی قفس را بند خواهی باز کن

بستگانت چشم از فکر رهایی بسته‌اند

(صامتا) با هیچکس خوبان ندارند الفتی

یا بکار ما در مشکل گشایی بسته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند
  2. شمارهٔ ۴۶دمی که باده عشترت بتان به جام کنند
  3. شمارهٔ ۴۷کسی که در صف مستان به احتراز نشیند
  4. شمارهٔ ۴۸پیش از آنی که محبت به جهان باب نبود
  5. شمارهٔ ۴۹من نمی‌گویم چرا با دوستانت کین بود
  6. شمارهٔ ۵۰تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
  7. شمارهٔ ۵۱دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار می‌خواهد
  8. شمارهٔ ۵۲از قفس راندی و گفتی رو که آزادی دگر
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.