پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

همیشه افسر فرماندهی بر سر نمی‌ماند

اگر ماند دمی ماندم دم دیگرْ نمی‌ماند

به شکر سلطنت منما عدول از عدل در عالم

که این ملک و اساس و کشور و لشکر نمی‌ماند

ز دست دار و گیر خلق بهر منصوب و مکنت

جهان آسوده یک ساعت ز شور و شر نمی‌ماند

ز فتواهای ناحق عنقریسست اینکه در عالم

که اسم و رسمی از آئین پیغمبر نمی‌ماند

ز ملک و مال این ویرانسرای عاریت بگذر

ز نام نیک چیزی در جهان بهتر نمی‌ماند

به بذل و بخش خود منمای پروا از تهیدستی

سخاوت پیشه در آفاق هرگز در نمی‌ماند

خوشم زین منزلت (صامت) که در عالم به جای من

اساس و فرش و نقد و جنس و سیم و زر نمی‌ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴چینیان در چین گر از زلف تو چینی داشتند
  2. شمارهٔ ۴۵خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند
  3. شمارهٔ ۴۶دمی که باده عشترت بتان به جام کنند
  4. شمارهٔ ۴۷کسی که در صف مستان به احتراز نشیند
  5. شمارهٔ ۴۸پیش از آنی که محبت به جهان باب نبود
  6. شمارهٔ ۴۹من نمی‌گویم چرا با دوستانت کین بود
  7. شمارهٔ ۵۰تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
  8. شمارهٔ ۵۱دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار می‌خواهد
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.