پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

دگر دل بهر بدنامی ره تدبیر می‌گیرد

جنون من خبر از ناله زنجیر می‌گیرد

جهان آرزو را چون منی ناکام می‌یابد

که بیخ بختم آب از شعله شمشیر می‌گیرد

اثر هم بهر آهم ادعای سرکشی دارد

گمان کرده است نفرین ضعیفان دربرمی‌گیرد

عجب کج بخت افتاده است آسایش که هر ساعت

سر راهی ز دوری بر فراز شیر می‌گیرد

خراب عشق آبادی نمی‌فهمید بلی عاشق

چسان بر دوش بار منت تعمیر می‌گیرد

دو روز عمر را ضایع مکن گویا نمی‌دانی

که این دولت اجل هم از جوان هم پیر می‌گیرد

سراپا می‌شود اندام (صامت) شعله آتش

ز درد دل قلم چون از پی تحریر می‌گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹هر زمان بویی از آن جعد سمن‌سا می‌رسد
  2. شمارهٔ ۴۰هجوم غم رسید اندر دل و راه فغان گم شد
  3. شمارهٔ ۴۱دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار می‌ماند
  4. شمارهٔ ۴۲همیشه افسر فرماندهی بر سر نمی‌ماند
  5. شمارهٔ ۴۳تا مرا گردن به طوق آشنایی بسته‌اند
  6. شمارهٔ ۴۴چینیان در چین گر از زلف تو چینی داشتند
  7. شمارهٔ ۴۵خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند
  8. شمارهٔ ۴۶دمی که باده عشترت بتان به جام کنند
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.