پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

دلم بهانه رویت زیاد می‌گیرد

به شوق وصل تو فال زیاد می‌گیرد

رخت هر آن چه ز عاشق‌کشی نمی‌داند

ز چشم شوخ سیاه تو یاد می‌گیرد

ز روی تجربه مغروری از جهان غلطست

که دهر هر چه به هر کس که داد می‌گیرد

تو شاه کشور حسنی ولی عدالت کن

که شاه مملکت از عدل و داد می‌گیرد

به غیر رخ منما پیش دیده (صامت)

که شعله غمش اندر نهاد می‌گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸در این ویران سر بی‌جا کسی منزل نمی‌گیرد
  2. شمارهٔ ۳۹هر زمان بویی از آن جعد سمن‌سا می‌رسد
  3. شمارهٔ ۴۰هجوم غم رسید اندر دل و راه فغان گم شد
  4. شمارهٔ ۴۱دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار می‌ماند
  5. شمارهٔ ۴۲همیشه افسر فرماندهی بر سر نمی‌ماند
  6. شمارهٔ ۴۳تا مرا گردن به طوق آشنایی بسته‌اند
  7. شمارهٔ ۴۴چینیان در چین گر از زلف تو چینی داشتند
  8. شمارهٔ ۴۵خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.