پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی

سلیم تهرانی

قطعات

۴۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - در تهنیت وزارت یافتن اسلام خان ای سواد هند از کلکت نگارستان چین
  2. شمارهٔ ۲ - خطاب به بزرگی سروده ای به دست تو قلم گشته کلید در فیض
  3. شمارهٔ ۳ - در تقاضا ای شکنج آستینت موج دریابار جود
  4. شمارهٔ ۴ - هجو کاسهٔ چینی یکی پیالهٔ چینی برای خوردن آب
  5. شمارهٔ ۵ - در مذمت پوستین خود و حسن طلب برای پوستینی دیگر صاحبا! سرورا! خداوندا!
  6. شمارهٔ ۶ - تعریف دختر برهمن برهمن دختری دیدم به دیری
  7. شمارهٔ ۷ - در مدح ای آفتاب مشرق دین کز فروغ صدق
  8. شمارهٔ ۸ - راه گم کردن در نجف معلی یک شبی هنگام برگردیدن از طوف نجف
  9. شمارهٔ ۹ - اظهار افلاس خود و طلب تدارک ای سروری که بر در دولتسرای تو
  10. شمارهٔ ۱۰ - تعریف خانه ی اسلام خان و تاریخ بنای آن در زمان خلافت شه دین
  11. شمارهٔ ۱۱ - در توصیف خانه ی اسلام خان این نگارین خانه را دیوار و در آیینه است
  12. شمارهٔ ۱۲ - تاریخ و توصیف بنای اسلام خان ای خجسته بنا، ز رونق تو
  13. شمارهٔ ۱۳ - ستایش و تاریخ بنای اسلام خان بهار گل دولت اسلام خان
  14. شمارهٔ ۱۴ - مذمت جمعی حساد در اقلیم معنی سلیم آن مسیحم
  15. شمارهٔ ۱۵ - گرفتن طلب خود از خواجه ی ممسک شکر کز خواجه گرفتم طلب خویش سلیم
  16. شمارهٔ ۱۶ - در آزار دمل خود آه ازین دمل که شد از سینهٔ من آشکار
  17. شمارهٔ ۱۷ - هجو ملا وفا منزل اهل سخن، ملا وفا کز شرم او
  18. شمارهٔ ۱۸ - در هجو ای آن که عیب‌جویی من پیشه کرده‌ای
  19. شمارهٔ ۱۹ - باز فرستادن خربزه کام بخشا! ز تو شد خربزه ای لطف مرا
  20. شمارهٔ ۲۰ - بس که می ترسم میان ما و او بس که می‌ترسم میان ما و او
  21. شمارهٔ ۲۱ - سرورا! بحر کفا! ای که ز خاک در تو سرورا! بحر کفا! ای که ز خاک در تو
  22. شمارهٔ ۲۲ - زان دشمن نزدیک که دورش نتوان کرد زان دشمن نزدیک که دورش نتوان کرد
  23. شمارهٔ ۲۳ فراوان تاجداران را که از مرگ
  24. شمارهٔ ۲۴ - درین دریا که از آشوب طوفان درین دریا که از آشوب طوفان
  25. شمارهٔ ۲۵ - طلب شراب ای سحاب حدیقه ی احسان
  26. شمارهٔ ۲۶ - تعریف امینای مطرب امینا طوطی بلبل ترانه
  27. شمارهٔ ۲۷ - در هجو شخصی خواجه بشنو حدیث راست ز من
  28. شمارهٔ ۲۸ - تعریف شخصی ای که خورشید چو آیینه ز خجلت رو ساخت
  29. شمارهٔ ۲۹ - مذمت امساک شاهان هرچه شاهان عصر ما دیدند
  30. شمارهٔ ۳۰ - هر که نخل بلند طبع مرا هر که نخل بلند طبع مرا
  31. شمارهٔ ۳۱ - چو سامان عشرت مهیا شود چو سامان عشرت مهیا شود
  32. شمارهٔ ۳۲ چو سرنوشت کسی گشت در جهان کاری
  33. شمارهٔ ۳۳ در مجلس وصل یار ای دل
  34. شمارهٔ ۳۴ - هجو شخصی که به ضیافت رفته بود ای گلبن باغ حسن، آخر
  35. شمارهٔ ۳۵ - هجو خواجه حسن با هرکه نشنید نفسی، خواجه حسن را
  36. شمارهٔ ۳۶ - هزل امشب شده دلبری دچارم
  37. شمارهٔ ۳۷ - هجو پسر تریاکی چشم بد دور، خواجه را پسری ست
  38. شمارهٔ ۳۸ - هست کارم به مجلسی که درو هست کارم به مجلسی که درو
  39. شمارهٔ ۳۹ - هجو کاتب کاتبی دارم که چون بر دست گیرد خامه را
  40. شمارهٔ ۴۰ - در نرسیدن صله ای آن که به مدح تو ز من آنچه سزا بود
  41. شمارهٔ ۴۱ کار با جمعی مرا افتاده در بحث سخن
  42. شمارهٔ ۴۲ - هجو حساد شعر سلیم اعدای تو حیوان چندند
  43. شمارهٔ ۴۳ - صاحب مال و جاه را ز جهان صاحب مال و جاه را ز جهان
  44. شمارهٔ ۴۴ - هرچند که تاجریم ای غیر هرچند که تاجریم ای غیر
  45. شمارهٔ ۴۵ - هجو کسی خواجه از بس ممسک و رذل و خسیس افتاده است
  46. شمارهٔ ۴۶ - طلب کلاه شب خرد دید سربرهنه مرا
  47. شمارهٔ ۴۷ - در باب منع بواب که اجازهٔ آمدن نداد صاحبا! مقصود صاحب دولتان از پرده دار
  48. شمارهٔ ۴۸ - بی سواری در سواد هند بودن مشکل است بی سواری در سواد هند بودن مشکل است
  49. شمارهٔ ۴۹ - موسم عیش، طفلی و پیری ست موسم عیش، طفلی و پیری ست

متن اشعار به نقل از گنجور.