پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

قطعات

شمارهٔ ۳۹ - هجو کاتب

کاتبی دارم که چون بر دست گیرد خامه را

هر سخن را دخل بیجایی کند موی دماغ

افکند هر مصرعی را عضوی از اعضا ز سهو

می کند هر حرف را از نقطه ی بیهوده داغ

دست خود هرگه به سوی خامه برد، از بیم او

لفظ از معنی گریزان گشت چون دود از چراغ

حرف در بند غم از آسیب او چون پای باز

نقطه در گرداب خون از دست او چون چشم زاغ

دارد از خط شکسته، انتعاشی طبع او

زشت تر باشد، شکسته چون شود پای کلاغ

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۱کار با جمعی مرا افتاده در بحث سخن
  2. شمارهٔ ۴۲ - هجو حساد شعرسلیم اعدای تو حیوان چندند
  3. شمارهٔ ۴۳ - صاحب مال و جاه را ز جهانصاحب مال و جاه را ز جهان
  4. شمارهٔ ۴۴ - هرچند که تاجریم ای غیرهرچند که تاجریم ای غیر
  5. شمارهٔ ۴۵ - هجو کسیخواجه از بس ممسک و رذل و خسیس افتاده است
  6. شمارهٔ ۴۶ - طلب کلاهشب خرد دید سربرهنه مرا
  7. شمارهٔ ۴۷ - در باب منع بواب که اجازهٔ آمدن ندادصاحبا! مقصود صاحب دولتان از پرده دار
  8. شمارهٔ ۴۸ - بی سواری در سواد هند بودن مشکل استبی سواری در سواد هند بودن مشکل است
همه‌ی قطعات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.