پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

قطعات

شمارهٔ ۱ - در تهنیت وزارت یافتن اسلام خان

ای سواد هند از کلکت نگارستان چین

کار و بار ملک هرگز این سر و سامان نداشت

نامه ی اقبال پیش از کلک دولت پرورت

داشت گرچه رونقی، اما به این عنوان نداشت

رشک بر شاه جهان آید سکندر را که او

چون تو دستوری خرداندیش و حکمت دان نداشت

از خطت فرمان شه شد چون نگارستان چین

این قدر خیل پری، جمشید در فرمان نداشت

پادشاهی آنچنان را این چنین باید وزیر

آنچه می بایست، شد، زین خوبتر امکان نداشت

کار دولت شد قوی از کلک محکم کار تو

خوب شد، آری ستونی این بلندایوان نداشت

از دواتت عافیت را ساز شد سامان کار

کز برای سینه های ریش، مرهمدان نداشت

چون تو دستوری ندارد هفت اقلیم جهان

این گمان هرگز به بخت خویش، هندستان نداشت

با شجاعت جمع در عهد تو شد دانشوری

در زمان هیچ کس تیر قلم پیکان نداشت

مصرع شمشیر از کلک تو شد بیتی تمام

هیچ دیوانی دو مصرع این چنین چسبان نداشت

پشت شمشیر تو از دلگرمی کلکت قوی ست

قطره ی آبی وگرنه این همه طوفان نداشت

کرد او را خامه ات از وادی حیرت خلاص

رهنمایی خضر سوی چشمه ی حیوان نداشت

نامت از سرچشمه ی خورشید آبش می دهد

آبرویی کاین زمان دارد نگین در کان نداشت

شد کف دست تو دل ها را مقام عافیت

گوهر این آسودگی در مخزن عمان نداشت

تا صلای عام، دست گوهرافشانت نداد

جامه همچون پوست بر تن خلق را دامان نداشت

مهر جودت بر برات رزق اشیا تا نبود

موج دریا بی دهن بود و صدف دندان نداشت

صاحبا! عزم سفر میمون و فرخ فال باد

بی تو خیل شاه را فتح و ظفر امکان نداشت

کرده بیماری مرا نوعی ضعیف و ناتوان

کاین تن رنجور، پنداری که هرگز جان نداشت

غربت و بیماری ام پامال حیرت کرده است

هیچ کس را همچو من، دور جهان حیران نداشت

چند روزی رخصتم ده تا کنم درمان خود

گرچه هرگز درد بیماران دل، درمان نداشت

مختصر کردم حدیث حال خود در خدمتت

ورنه چون اوصاف تو، درددلم پایان نداشت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳ - در تقاضاای شکنج آستینت موج دریابار جود
  2. شمارهٔ ۴ - هجو کاسهٔ چینییکی پیالهٔ چینی برای خوردن آب
  3. شمارهٔ ۵ - در مذمت پوستین خود و حسن طلب برای پوستینی دیگرصاحبا! سرورا! خداوندا!
  4. شمارهٔ ۶ - تعریف دختر برهمنبرهمن دختری دیدم به دیری
  5. شمارهٔ ۷ - در مدحای آفتاب مشرق دین کز فروغ صدق
  6. شمارهٔ ۸ - راه گم کردن در نجف معلییک شبی هنگام برگردیدن از طوف نجف
  7. شمارهٔ ۹ - اظهار افلاس خود و طلب تدارکای سروری که بر در دولتسرای تو
  8. شمارهٔ ۱۰ - تعریف خانه ی اسلام خان و تاریخ بنای آندر زمان خلافت شه دین
همه‌ی قطعات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.