پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت

چه کند، دسترسی بر سخن خوب نداشت

استخوانهای من از سنگ ملامت به همای

داشت چندان سخن از درد که مکتوب نداشت

گاه می داد به دست من دیوانه گلی

یاد آن روز که دربان چمن چوب نداشت

تن یوسف ز کجا، پیرهن تن ز کجا

گرگ ذوقی ز بغل گیری یعقوب نداشت

سربسر پرده نشینان چمن را دیدیم

چون تو ای تاک کسی دختر محجوب نداشت

به دل آزردنم افتاده جهانی در پوست

این قدر کرم، تن خسته ی ایوب نداشت

هر که برخاست، نهد برسر من پای، سلیم

خانهٔ نقش قدم این همه سرکوب نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵در باغ بی تو خاطر سنبل شکسته است
  2. شمارهٔ ۲۵۶از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است
  3. شمارهٔ ۲۵۷می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست
  4. شمارهٔ ۲۵۸کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟
  5. شمارهٔ ۲۵۹خصمی به میان من و غیر از سخن توست
  6. شمارهٔ ۲۶۰چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت
  7. شمارهٔ ۲۶۱امشب که ز بختم به سوی بزم تو راه است
  8. شمارهٔ ۲۶۲یار ما مونس بد و نیک است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.