پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

سوختن از تب سوزان محبت تابی ست

تشنگی از چمن عشق، گل سیرابی ست

انتظار غمی از هر طرفی دارد دل

چشم ویرانه ز هر سو به ره سیلابی ست

کعبه هرچند که محراب ندارد، اما

بر سر کوی تو هر نقش قدم محرابی ست

از جهان دل به غم عشق تو الفت دارد

همچو دیوانه که همصحبت گلخن تابی ست

زاهد امشب سر پیمانه کشیدن داریم

قیمت شمع به می ده، که عجب مهتابی ست!

در غم عشق ز مردن مکن اندیشه سلیم

مرگ با زندگی تلخ تو شکرخوابی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است
  2. شمارهٔ ۲۵۵در باغ بی تو خاطر سنبل شکسته است
  3. شمارهٔ ۲۵۶از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است
  4. شمارهٔ ۲۵۷می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست
  5. شمارهٔ ۲۵۸کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟
  6. شمارهٔ ۲۵۹خصمی به میان من و غیر از سخن توست
  7. شمارهٔ ۲۶۰چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت
  8. شمارهٔ ۲۶۱امشب که ز بختم به سوی بزم تو راه است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.