پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت

آخر از خاک مرا آن گل رعنا برداشت

در رهش هیچ کس از خاک مرا برنگرفت

نقش پا را نتواند کسی از جا برداشت

بگذر از هستی و خود را به مقامی برسان

تا درین ره ننهی سر، نتوان پا برداشت

کوه و صحرا همه گلزار شد از گریه ی من

مژه ام منت ابر از سر دنیا برداشت

ساقی از بزم برون رفت و دلم با خود برد

از پی باده مگر رفت که مینا برداشت؟

رفت آن سرو روان چون سوی گلزار سلیم

بلبل از دامن گل دست تمنا برداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت
  2. شمارهٔ ۲۵۴عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است
  3. شمارهٔ ۲۵۵در باغ بی تو خاطر سنبل شکسته است
  4. شمارهٔ ۲۵۶از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است
  5. شمارهٔ ۲۵۷می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست
  6. شمارهٔ ۲۵۸کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟
  7. شمارهٔ ۲۵۹خصمی به میان من و غیر از سخن توست
  8. شمارهٔ ۲۶۰چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.