پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست

پروانه ایم و سوختن خود نیاز ماست

رسوا گذشته ایم ازین باغ چون بهار

هر جا گلی شکفته ببینید، راز ماست

گر می کنی به مذهب آزادگان عمل

بگشای دست بسته که شرط نماز ماست

مهمان به خانه دیر چو ماند، عزیز نیست

کوتاهی زمانه ز عمر دراز ماست

ما را گریز نیست ز ناز تو چون سلیم

هر حلقه ای ز زلف تو دام نیاز ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷شعله‌ای چون شمع من در پردهٔ فانوس نیست
  2. شمارهٔ ۲۲۸هوای تخت ندارد کسی که گوشه‌نشین است
  3. شمارهٔ ۲۲۹هر کجا موج زند جام شرابی دام است
  4. شمارهٔ ۲۳۰درین چمن هوس عیش، کیمیا طلبی ست
  5. شمارهٔ ۲۳۱گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
  6. شمارهٔ ۲۳۲ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب است
  7. شمارهٔ ۲۳۳بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز است
  8. شمارهٔ ۲۳۴جدل از خصم هنر باشد و از من عیب است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.