پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

جدل از خصم هنر باشد و از من عیب است

چون رگ لعل ز دانا رگ گردن عیب است

طعنه خوش نیست به دشمن، که به هم مردان را

جنگ کردن چو زنان همره سوزن عیب است

گر کنم شکوه ز بی مهری او عیبی نیست

گله از دوست توان کرد، ز دشمن عیب است

خانه ای را که بود بخت سیه فرش درو

آفتابش چو گل چشم به روزن عیب است

در دیاری که درو رسم قناعت باشد

رفتن مور پی دانه به خرمن عیب است

کسوت سرمه ی ما ماتمیان است دلیل

که پی کشته ی مژگان تو شیون عیب است

منع می می کندم شیخ، ندانم کز چیست

که به مسجد هنر است این و به گلشن عیب است

خلق سرگشته ی چرخند، نه تقدیر خدا

همچو دهقان به کف شاه، فلاخن عیب است

کاشکی گل نگذارد به خس و خار سلیم

چمنی را که درو پاکی دامن عیب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست
  2. شمارهٔ ۲۳۷از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است
  3. شمارهٔ ۲۳۸بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
  4. شمارهٔ ۲۳۹هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست
  5. شمارهٔ ۲۴۰خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
  6. شمارهٔ ۲۴۱سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم است
  7. شمارهٔ ۲۴۲همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت
  8. شمارهٔ ۲۴۳ز جوش ناله به دل اضطراب بسیار است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.