پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم است

بر گل زخم شهیدان تو طوفان شبنم است

دل درون سینه ی من کعبه ی ویرانه ای ست

آستینم از سرشک دیده چاه زمزم است

در کمین صد چشم از هر چشم دارد آسمان

زین مشو ایمن که چون بادام چشمت برهم است

نوحه ی سرو و صنوبر در چمن بیهوده نیست

یعنی این باغ ملال انگیز، جای ماتم است

از دم شمشیر او ای خضر مگذر زینهار

نیست چندان اعتباری عمر را، دم این دم است

گر جهان را کس به ما بخشد سخاوت پیشه نیست

هر که می گیرد به جامی دست ما را حاتم است

نیست مستان را به اسباب تنعم احتیاج

در بط می، باده شیر مرغ و جان آدم است

گر پدر را هست سامانی، پسر در راحت است

ریشه ی گلبن چو سیراب است، شاخش خرم است

در تواضع مصلحت ها هست غیر از عاجری

نیست از پیری، اگر شمشیر را قامت خم است

از اثر باشد بقای نام در عالم سلیم

هر که جامی می کشد بر طاق ابروی جم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳ز جوش ناله به دل اضطراب بسیار است
  2. شمارهٔ ۲۴۴غنچه دلتنگ و لاله در خون است
  3. شمارهٔ ۲۴۵ز دوری تو مرا خوشدلی میسر نیست
  4. شمارهٔ ۲۴۶خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست
  5. شمارهٔ ۲۴۷موسم کسب هوا شد که دگر مهتاب است
  6. شمارهٔ ۲۴۸بهار آمد و ما را به باغ راهی نیست
  7. شمارهٔ ۲۴۹زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت
  8. شمارهٔ ۲۵۰حاصل سوختگان در ره برق خطر است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.