پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

ز دوری تو مرا خوشدلی میسر نیست

به غیر خون جگر بی توام به ساغر نیست

دلم به سوی تو پرواز می کند از شوق

که گفته است که مرغ کباب را پر نیست؟

فغان که از پی مکتوب خود به دام امید

هزار مرغ گرفتم، یکی کبوتر نیست!

چو دید حال مرا، گفت پیر کنعانی

که داغ دوری فرزند چون برادر نیست

چه می، که آب حرام است بی برادر خویش

برین حدیث گواهی چو شیر مادر نیست

درین محیط، تفاوت به چشم معنی بین

ز دست و پا زدن بسته و شناور نیست

بلند و پست جهان هرچه هست در کار است

ز حکمت است که انگشت ها برابر نیست

ز کینه نیست به هنگام گریه آه مرا

که گرد قافله است این، غبار لشکر نیست

ز جور دوست شکایت سلیم نتوان کرد

چه شد که خون مرا ریخت، آب کوثر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷موسم کسب هوا شد که دگر مهتاب است
  2. شمارهٔ ۲۴۸بهار آمد و ما را به باغ راهی نیست
  3. شمارهٔ ۲۴۹زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت
  4. شمارهٔ ۲۵۰حاصل سوختگان در ره برق خطر است
  5. شمارهٔ ۲۵۱پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت
  6. شمارهٔ ۲۵۲سوختن از تب سوزان محبت تابی ست
  7. شمارهٔ ۲۵۳غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت
  8. شمارهٔ ۲۵۴عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.