پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۸

بهار آمد و ما را به باغ راهی نیست

شکفته شد چمن و رخصت نگاهی نیست

چو لاله در ته باران نشسته آن مستم

که غیر سایه ی ابرم دگر پناهی نیست

شراب با رخ زردم چه کارها که نکرد

به روزگار چنین آب زیرکاهی نیست

چو مور بر سر غربال در جهان خراب

به هیچ جا نگذاریم پا که چاهی نیست

امید فیض اگر هست از گدایان است

بجز کلاه نمد، پشم در کلاهی نیست

رسیده کار به جان، گر سلیم ازان بدخو

گناه خویش بپرسد کسی گناهی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۰حاصل سوختگان در ره برق خطر است
  2. شمارهٔ ۲۵۱پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت
  3. شمارهٔ ۲۵۲سوختن از تب سوزان محبت تابی ست
  4. شمارهٔ ۲۵۳غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت
  5. شمارهٔ ۲۵۴عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است
  6. شمارهٔ ۲۵۵در باغ بی تو خاطر سنبل شکسته است
  7. شمارهٔ ۲۵۶از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است
  8. شمارهٔ ۲۵۷می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.