پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت

چون گرد سرمه، داغ ز دامان لاله ریخت

پیچیده است بس که ازان زلف تابدار

بر خاک مشک سوده ز ناف غزاله ریخت

در محفلی که بود درو ساقی آفتاب

درد شراب حسن تو در جام هاله ریخت

خوبان شهید او شده اند، این شراب نیست

ساقی ز شیشه خون پری در پیاله ریخت

فریاد خود ز دست خموشی کجا بریم؟

تا کی درون سینه توان خون ناله ریخت؟

دندان نماند در دهن از جنبش لبم

دامان خویش ابر برافشاند و ژاله ریخت

هفتاد ساله آب رخ خویش را سلیم

بر خاک از برای شراب دوساله ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت
  2. شمارهٔ ۲۵۲سوختن از تب سوزان محبت تابی ست
  3. شمارهٔ ۲۵۳غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت
  4. شمارهٔ ۲۵۴عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است
  5. شمارهٔ ۲۵۵در باغ بی تو خاطر سنبل شکسته است
  6. شمارهٔ ۲۵۶از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است
  7. شمارهٔ ۲۵۷می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست
  8. شمارهٔ ۲۵۸کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.