پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

غنچه دلتنگ و لاله در خون است

زین چمن برگ عیش بیرون است

ز آشنایان ما درین گلشن

سرو موزون و بید مجنون است

نوحه بر حال خویش دارد سرو

این چنین است هر که موزون است

آسمانش به خاک زنده کند

هر که مغرور زر چو قارون است

راه از پای ما به خون خفته ست

نیست شبگیر، این شبیخون است!

پر به فکر جهان سلیم مپیچ

کس چه داند که این جهان چون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست
  2. شمارهٔ ۲۴۷موسم کسب هوا شد که دگر مهتاب است
  3. شمارهٔ ۲۴۸بهار آمد و ما را به باغ راهی نیست
  4. شمارهٔ ۲۴۹زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت
  5. شمارهٔ ۲۵۰حاصل سوختگان در ره برق خطر است
  6. شمارهٔ ۲۵۱پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت
  7. شمارهٔ ۲۵۲سوختن از تب سوزان محبت تابی ست
  8. شمارهٔ ۲۵۳غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.