پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست

چو خورشید از سر عالم گذشته ست

نظر تا می کنی در مجلس عمر

چو دورجام، عهد جم گذشته ست

گل از خورشید کام خویشتن یافت

چه می داند چه بر شبنم گذشته ست

بپرس از دیگران ذوق طرب را

که عمر ما همه در غم گذشته ست

جنون تا پیرهن را می کند چاک

گریبان قبا از هم گذشته ست

به درد خود سلیم آن به که سازم

که کار زخمم از مرهم گذشته ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸بهار آمد و ما را به باغ راهی نیست
  2. شمارهٔ ۲۴۹زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت
  3. شمارهٔ ۲۵۰حاصل سوختگان در ره برق خطر است
  4. شمارهٔ ۲۵۱پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت
  5. شمارهٔ ۲۵۲سوختن از تب سوزان محبت تابی ست
  6. شمارهٔ ۲۵۳غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت
  7. شمارهٔ ۲۵۴عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است
  8. شمارهٔ ۲۵۵در باغ بی تو خاطر سنبل شکسته است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.