پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت

حیف ایامی که همچون گل به بیهوشی گذشت

بعد ازین آتش زبانی را تماشا کن که چیست

سوختم چون شمع، کار من ز خاموشی گذشت

بی مروت! این که یاد ما ز یادت رفته است

چون فراموشی توان گفت، از فراموشی گذشت!

جز زمین و آسمان کس رتبه ی ما را نیافت

همچو آن حرف بلندی کو به سرگوشی گذشت

جوهر شمشیر ظاهر شد ز عریانی سلیم

نیستم آیینه، عمرم در نمدپوشی گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴غنچه دلتنگ و لاله در خون است
  2. شمارهٔ ۲۴۵ز دوری تو مرا خوشدلی میسر نیست
  3. شمارهٔ ۲۴۶خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست
  4. شمارهٔ ۲۴۷موسم کسب هوا شد که دگر مهتاب است
  5. شمارهٔ ۲۴۸بهار آمد و ما را به باغ راهی نیست
  6. شمارهٔ ۲۴۹زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت
  7. شمارهٔ ۲۵۰حاصل سوختگان در ره برق خطر است
  8. شمارهٔ ۲۵۱پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.