پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است

لوح مزار فاخته، سرو چمن بس است

شیرین! ز غیرت شکر این پیچ و تاب چیست

پرویز گو مباش، ترا کوهکن بس است

میلم دگر به حسن سیاه و سفید نیست

شوق بنفشه و هوس یاسمن بس است

خلوت چه احتیاج بود عزلت مرا؟

فانوس وار، خلوت من پیرهن بس است

در غربت از وجود خود آزار می کشیم

ما را همین نمونه ز خاک وطن بس است

بیگانه باش گو همه عالم به من سلیم

چون خامه آشنایی من با سخن بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست
  2. شمارهٔ ۲۴۰خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
  3. شمارهٔ ۲۴۱سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم است
  4. شمارهٔ ۲۴۲همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت
  5. شمارهٔ ۲۴۳ز جوش ناله به دل اضطراب بسیار است
  6. شمارهٔ ۲۴۴غنچه دلتنگ و لاله در خون است
  7. شمارهٔ ۲۴۵ز دوری تو مرا خوشدلی میسر نیست
  8. شمارهٔ ۲۴۶خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.