پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

بنای توبه ز ابر بهار در خلل است

می دوآتشه عمر دوباره را بدل است

ز شام تا دم صبح است وقت می خوردن

میان روز، بط می خروس بی محل است

کجاست ساغر می تا مرا کند بلبل

برای مرغ چمن، گل سفینه ی غزل است

به سوی دیر و حرم خضر گو دلیل مباش

مرا که همچو کمان این دو خانه در بغل است

ز نفس خود مشو ایمن، که اعتمادی نیست

به خانه زادی آن توسنی که بدعمل است

کرم ز غیرت هم می کنند اهل جهان

که رعشه سلسله جنبان پنجه های شل است

کدام راز که از دل نمی شود معلوم

کتابخانه ی صاحبدلان چو گل بغل است

چو احتیاج عصا شد، مشو ز خود غافل

ستون بنای کهن را علامت خلل است

به اقتضای قضا، کار خویش را بگذار

که «سعی بیهده پاپوش می درد» مثل است

سلیم پیش اجل برد شکوه ی هجران

خبر نداشت که او خود مصاحب اجل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
  2. شمارهٔ ۲۴۱سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم است
  3. شمارهٔ ۲۴۲همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت
  4. شمارهٔ ۲۴۳ز جوش ناله به دل اضطراب بسیار است
  5. شمارهٔ ۲۴۴غنچه دلتنگ و لاله در خون است
  6. شمارهٔ ۲۴۵ز دوری تو مرا خوشدلی میسر نیست
  7. شمارهٔ ۲۴۶خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست
  8. شمارهٔ ۲۴۷موسم کسب هوا شد که دگر مهتاب است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.