پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز است

ز فیض ابر، زمین تا به آسمان سبز است

ز خانه بهر چه بیرون رود، که بلبل را

ز یاد رفته چمن، بس که آشیان سبز است

غبار کو که نشیند به دامن صحرا؟

ز بس چو آب چمن، راه کاروان سبز است

برو چگونه توان طعن زردرویی زد؟

که همچو ریشه ی گل، رنگ زعفران سبز است

نه چوب تیر همین سبز شد، که پنداری

نهاده وسمه بر ابرو ز بس کمان سبز است

ز لطف جوهر آتش به حشر هندو را

هنوز چون قلم سوسن استخوان سبز است

مرا ز خرمی نوبهار رنگی نیست

چه سود دسته ی گل را که ریسمان سبز است

ز لطف ابر بهار است هرچه هست، ولی

چمن ز آبله ی دست باغبان سبز است

خنک تر است ز خس خانه آشیانه ی ما

درین چمن که به دلگرمی خزان سبز است

خزان رسید و حریفان نشسته اند به خاک

بجز شراب که جایش به بوستان سبز است

زمانه زهرفروش است ازان شکر مطلب

که زهر خورده، از ان رنگ طوطیان سبز است

به نوبهار خط سبز نازم و اثرش

که تا رسیده سخن بر سر زبان، سبز است

سلیم جام می از کف منه چو لاله که باز

شکفته شد گل و اطراف بوستان سبز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است
  2. شمارهٔ ۲۳۶خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست
  3. شمارهٔ ۲۳۷از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است
  4. شمارهٔ ۲۳۸بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
  5. شمارهٔ ۲۳۹هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست
  6. شمارهٔ ۲۴۰خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
  7. شمارهٔ ۲۴۱سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم است
  8. شمارهٔ ۲۴۲همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.