پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب است

چو غنچه دست تو در قید آستین عیب است

هوس ز وصل تو طرفی نمی تواند بست

به گرد خرمن گل طوف خوشه چین عیب است

ز حسن ساخته نتوان فریب بلبل داد

سریش غنچه ی گل های کاغذین عیب است

چو بخت نیست کسی را، چه کار آید عقل

سوار پا چو ندارد رکاب زین عیب است

چو برق رفت به جاروب خوشه خرمن را

دگر منازعت مور و خوشه چین عیب است

سلیم رفته ز کف اختیار من بیرون

نصیحت من دیوانه بعد ازین عیب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴جدل از خصم هنر باشد و از من عیب است
  2. شمارهٔ ۲۳۵خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است
  3. شمارهٔ ۲۳۶خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست
  4. شمارهٔ ۲۳۷از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است
  5. شمارهٔ ۲۳۸بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
  6. شمارهٔ ۲۳۹هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست
  7. شمارهٔ ۲۴۰خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
  8. شمارهٔ ۲۴۱سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.