پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است

نیست بی مصلحتی، این روش صیاد است

چه توان کرد، هنر قسمت ما شد ز جهان

برطرف کی شود آن عیب که مادرزاد است

گر نمیرم، همه شب شمع صفت می میرم

مرگ چون خواب، من سوخته را معتاد است

سست بنیاد بود ظلم، ز هم خواهد ریخت

چون زره، خانه ی زنبور گر از فولاد است

از کسانی که به باغ آمد و رفتی دارند

خانه خواهی که مرا هست، همین صیاد است

ترک شغل هوس از عشق دلم کرد سلیم

نکند بی ادبی طفل چو با استاد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز است
  2. شمارهٔ ۲۳۴جدل از خصم هنر باشد و از من عیب است
  3. شمارهٔ ۲۳۵خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است
  4. شمارهٔ ۲۳۶خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست
  5. شمارهٔ ۲۳۷از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است
  6. شمارهٔ ۲۳۸بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
  7. شمارهٔ ۲۳۹هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست
  8. شمارهٔ ۲۴۰خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.