پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

شعله‌ای چون شمع من در پردهٔ فانوس نیست

چون رخش یک گل به گلزار پر طاووس نیست

گاه بر گل می‌زنم خود را، گهی بر خار و خس

طایر شوقم، به پایم رشتهٔ ناموس نیست

این سخن را در کجا خود می‌توان گفتن که ما

خاک ره گردیده‌ایم و رخصت پابوس نیست

راهبر کی جانب رهزن گذارد، کافرم

خضر ما گر در میان کاروان جاسوس نیست

جز نوای یا علی بن ابی طالب، سلیم

از دلم مطلب که زنگ حیدری ناقوس نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹هر کجا موج زند جام شرابی دام است
  2. شمارهٔ ۲۳۰درین چمن هوس عیش، کیمیا طلبی ست
  3. شمارهٔ ۲۳۱گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
  4. شمارهٔ ۲۳۲ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب است
  5. شمارهٔ ۲۳۳بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز است
  6. شمارهٔ ۲۳۴جدل از خصم هنر باشد و از من عیب است
  7. شمارهٔ ۲۳۵خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است
  8. شمارهٔ ۲۳۶خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.