پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

هر کجا موج زند جام شرابی دام است

ساغر باده، گل صبح و چراغ شام است

روشنایی ز فروغ می گلگون داریم

روزن خانه ی ما باده پرستان جام است

قلعه ی قهقهه ی کبک بود دامن کوه

پای خم هست، چه پروای غم ایام است

از محبت کسی آسیب نبیند هرگز

عشق آهوست، همین است که شیراندام است

نیست در دوستی خلق بجز بیم خطر

طفل را دامن مادر چو کنار بام است

هر که زین باغ نظر بست، فراغت دارد

چشم پوشیده، ز آفت، زره بادام است

ره و رسم کرم از دور برافتاده سلیم

می‌دهند آنچه کریمان به گدا، دشنام است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
  2. شمارهٔ ۲۳۲ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب است
  3. شمارهٔ ۲۳۳بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز است
  4. شمارهٔ ۲۳۴جدل از خصم هنر باشد و از من عیب است
  5. شمارهٔ ۲۳۵خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است
  6. شمارهٔ ۲۳۶خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست
  7. شمارهٔ ۲۳۷از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است
  8. شمارهٔ ۲۳۸بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.