پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

به نقش طالع ما چشم قرعه حیران است

کتاب همچو گل از فال ما پریشان است

به خط رسانده بسی عشق ما نکویان را

بیاض دیده ی ما پر ز خط خوبان است

به وادیی که من از شوق گم شدم، کعبه

سیاه خانه نشینی ازان بیابان است

هزار نامه ام از بیم غیر، قاصد را

به زیرپوست چو جلد کتاب پنهان است

محبتی که بود در میان اهل جهان

چو آشنایی دهقان و آسیابان است

خوشم که پیر خرابات خوانده فرزندم

که همچنین پدری باب ما یتیمان است

خدنگ غمزه بجز قصد اهل دل نکند

حذر که ابروی خوبان کمان شیطان است

ز بس که بی رخت افسرده است، پنداری

که اول گل ما آخر چراغان است

سلیم سرو سراسر روی هوس دارد

خیال کرده که لاهور هم صفاهان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸هوای تخت ندارد کسی که گوشه‌نشین است
  2. شمارهٔ ۲۲۹هر کجا موج زند جام شرابی دام است
  3. شمارهٔ ۲۳۰درین چمن هوس عیش، کیمیا طلبی ست
  4. شمارهٔ ۲۳۱گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
  5. شمارهٔ ۲۳۲ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب است
  6. شمارهٔ ۲۳۳بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز است
  7. شمارهٔ ۲۳۴جدل از خصم هنر باشد و از من عیب است
  8. شمارهٔ ۲۳۵خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.