پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست

به سینه ام ز دل تنگ، غنچه واری هست

جهان همیشه مرا رهگذار معشوق است

ز بس که در پی هر گامم انتظاری هست

چه غم ز فتنه ی خیل سکندر و داراست

به کوچه ای که درو طفل نی سواری هست

عبث به تربت فرهاد نگذرد شیرین

گمان من، که به آن خسته باز کاری هست

به دست، خاتم جم داشتن گرانجانی ست

مرا که چون لب خاموش مهرداری هست

چه منت این همه ای آسمان به من داری

مرا به غیر تو هم آفریدگاری هست

سلیم از دل من داستان وصل مپرس

که نخل موم چه داند که نوبهاری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴ز بس اشک نیازم خاکسار است
  2. شمارهٔ ۱۵۵میان عافیت و روزگار ما جنگ است
  3. شمارهٔ ۱۵۶دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت
  4. شمارهٔ ۱۵۷در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست
  5. شمارهٔ ۱۵۸سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست
  6. شمارهٔ ۱۵۹نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است
  7. شمارهٔ ۱۶۰رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است
  8. شمارهٔ ۱۶۱زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.