پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

میان عافیت و روزگار ما جنگ است

مدار شیشهٔ ما همچو آب بر سنگ است

ز رازداری ما جمع دار خاطر را

ز گوش تا به لب ما هزار فرسنگ است

غبار، آینه ام را حصار عافیت است

غلاف خنجر ما همچو سوسن از زنگ است

به غمزه کرده چنین جای در دلم، چه عجب

اگر چو تیغ، صلاحش همیشه در جنگ است

به بوستان محبت سلیم مرغ دلم

ز شوق طرهٔ او طایر شباهنگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست
  2. شمارهٔ ۱۵۸سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست
  3. شمارهٔ ۱۵۹نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است
  4. شمارهٔ ۱۶۰رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است
  5. شمارهٔ ۱۶۱زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست
  6. شمارهٔ ۱۶۲بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است
  7. شمارهٔ ۱۶۳مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است
  8. شمارهٔ ۱۶۴ز من شکایت آن جورپیشه برعکس است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.