پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست

هر بید در هوای تو مجنون تازه ای ست

از زلف تا به چند کسی گفتگو کند

وصف خطش کنیم که مضمون تازه ای ست

چون مصرعی ز من شنوی، عزتش بدار

از راه دور آمده، موزون تازه ای ست

آشفته ایم ازان خط مشکین، که هر غبار

بر لشکر شکسته شبیخون تازه ای ست

آن لب سلیم آب بقا را شهید کرد

خون های خلق کهنه شد، این خون تازه ای ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است
  2. شمارهٔ ۱۶۰رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است
  3. شمارهٔ ۱۶۱زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست
  4. شمارهٔ ۱۶۲بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است
  5. شمارهٔ ۱۶۳مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است
  6. شمارهٔ ۱۶۴ز من شکایت آن جورپیشه برعکس است
  7. شمارهٔ ۱۶۵زاهد همه عمرم به می ناب گذشته ست
  8. شمارهٔ ۱۶۶بی‌تو در بزم طرب بس که دلم محزون است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.