پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

زاهد همه عمرم به می ناب گذشته ست

چون سبزه ی جو از سر من آب گذشته ست

تا دامن دل رفته مرا چاک گریبان

کارم ز رفوکاری احباب گذشته ست

هر جرعه ی آبم به گلو تیغ گذارد

تا باز چه در خاطر قصاب گذشته ست

گردید تر آن چشم چو افتاد به اشکم

چون آهوی صحرا که ز سیلاب گذشته ست

بر غیر، غم عشق تو آسان ز وصال است

این بادیه را در شب مهتاب گذشته ست

داند که به کوشش نرود کار کسی پیش

هر کس که به سروقت رسن تاب گذشته ست

بی ناله و بی اشک سلیم از غم دل نیست

عمرش به همین طور چو دولاب گذشته ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷دلم از یاد چشم گلرخان راه خرابات است
  2. شمارهٔ ۱۶۸جهان ز بی خبران چون مکان گله شده ست
  3. شمارهٔ ۱۶۹زلف تو رنگ و بوی ز عنبر گرفته است
  4. شمارهٔ ۱۷۰فغان که در ره ما بانگی از درایی نیست
  5. شمارهٔ ۱۷۱ای گل شکفته شو که به جا می‌فرستمت
  6. شمارهٔ ۱۷۲سحر به سوی چمن یار چون شمال گذشت
  7. شمارهٔ ۱۷۳دلم از آبلهٔ غم چو کف سوخته است
  8. شمارهٔ ۱۷۴پیش رویش مژه را قدرت جنبیدن نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.