پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

سحر به سوی چمن یار چون شمال گذشت

ز لطف جلوه اش آب از سر نهال گذشت

مدار مجلس افتادگان به او افتاد

ستم به جام جم از ساغر سفال گذشت

چنان نمود محبت به من صف آرایی

که شیر در نظرم خوشتر از غزال گذشت

به زندگی ز غمت دیده بودم آشوبی

که روز حشر به من چون شب وصال گذشت

درین زمانه ز آدم نشان مجوی سلیم

ز دور آدم، چندین هزار سال گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴پیش رویش مژه را قدرت جنبیدن نیست
  2. شمارهٔ ۱۷۵کدام دل که ز تاب حسد گداخته نیست
  3. شمارهٔ ۱۷۶سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست
  4. شمارهٔ ۱۷۷رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است
  5. شمارهٔ ۱۷۸چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده‌ست
  6. شمارهٔ ۱۷۹خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است
  7. شمارهٔ ۱۸۰منم که مایه ی جمعیتم پریشانی ست
  8. شمارهٔ ۱۸۱شوق دام زلف او دلگیر باغم کرده است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.