پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

ای گل شکفته شو که به جا می‌فرستمت

یعنی به یار سست‌وفا می‌فرستمت

قاصد بگیر نامه و دست مرا ببوس

آگاه نیستی که کجا می‌فرستمت

بگذار تا تمام شود نامه، ای صبا

بی‌طاقتی مکن، به خدا می‌فرستمت!

قاصد ز رشک، سایهٔ خود را نمی‌برد

ای گریه صبر کن ز قفا می‌فرستمت

بی‌پیشه خوب نیست کسی در جهان سلیم

سوی چمن به کسب هوا می‌فرستمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳دلم از آبلهٔ غم چو کف سوخته است
  2. شمارهٔ ۱۷۴پیش رویش مژه را قدرت جنبیدن نیست
  3. شمارهٔ ۱۷۵کدام دل که ز تاب حسد گداخته نیست
  4. شمارهٔ ۱۷۶سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست
  5. شمارهٔ ۱۷۷رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است
  6. شمارهٔ ۱۷۸چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده‌ست
  7. شمارهٔ ۱۷۹خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است
  8. شمارهٔ ۱۸۰منم که مایه ی جمعیتم پریشانی ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.