پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست

با همه سنگدلان است، همین با او نیست

شرح مخموری آن چشم چه سان بنویسم

قلم نرگس مست و ورق آهو نیست

مستی از چهره برافروختن ما گل کرد

ورنه چون لاله، می ساغر ما را بو نیست

مطلب کام که در کشور هند ای درویش

تن مردم همه چرب است، ولی پهلو نیست

زین حریفان فرومایه، کسی قابل آن

که نهم سر به سر او، بجز از زانو نیست

می کشیدن به سر کوچه و بازار، سلیم

از حریفان همه نیکوست، ز ما نیکو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده‌ست
  2. شمارهٔ ۱۷۹خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است
  3. شمارهٔ ۱۸۰منم که مایه ی جمعیتم پریشانی ست
  4. شمارهٔ ۱۸۱شوق دام زلف او دلگیر باغم کرده است
  5. شمارهٔ ۱۸۲دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است
  6. شمارهٔ ۱۸۳مگذر ز دوستی که محبت مبارک است
  7. شمارهٔ ۱۸۴چند نالم، دل ز طبع ناله پردازم گرفت
  8. شمارهٔ ۱۸۵چشم او از دست نرگس، جام مخموری گرفت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.