پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

چشم او از دست نرگس، جام مخموری گرفت

کاکلش از زلف سنبل، چین مغروری گرفت

شوخی آتش نمی دانست آن کز بیم آب

نامه را در موم همچون شمع کافوری گرفت

خامه ی نقاش را ماند سرانگشت گدا

بس که مو از لقمه ی چینی فغفوری گرفت

دل به اقلیم عدم نزدیکتر شد از وجود

همچو عنقا بس که از اهل جهان دوری گرفت

از جفای اهل عالم یک نفس فارغ نه ایم

وای بر دیوانه ای کو جا به معموری گرفت

کوهکن شد کامیاب از صحبت شیرین سلیم

در محبت هر که کاری کرد، مزدوری گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است
  2. شمارهٔ ۱۸۸تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست
  3. شمارهٔ ۱۸۹باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
  4. شمارهٔ ۱۹۰سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
  5. شمارهٔ ۱۹۱سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقی‌ست
  6. شمارهٔ ۱۹۲کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
  7. شمارهٔ ۱۹۳بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
  8. شمارهٔ ۱۹۴از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.