پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟

ولی چه سود که دستی به آن نگارم نیست

به راه وعده مرا سوخت، گر لبش امشب

هزار بوسه دهد، مزد انتظارم نیست

شهید عشقم و از سوز دل چو خاکستر

به غیر شعله گلی بر سر مزارم نیست

گل پیاده ام و شادم از سبکباری

که چون نسیم چمن، هر خسی سوارم نیست

ز بی دلی به اسیران عشق رشک برم

حریف باخته ام، مایه ی قمارم نیست

سلیم منفعل از باغبان خویشتنم

که برگ سبزی در دست شاخسارم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است
  2. شمارهٔ ۱۹۵گل نشاط به بزم شراب پامال است
  3. شمارهٔ ۱۹۶چون صراحی، خنده‌ام با چشم گریان آشناست
  4. شمارهٔ ۱۹۷در وادی وفا ره و رفتار نازک است
  5. شمارهٔ ۱۹۸چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟
  6. شمارهٔ ۱۹۹شوق بی‌حد شد و رسوایی دل نزدیک است
  7. شمارهٔ ۲۰۰باغبان را چشم لطف از مصلحت بر سوی ماست
  8. شمارهٔ ۲۰۱دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.