پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

شوق بی‌حد شد و رسوایی دل نزدیک است

جامه‌ام بس که دراز است، به گل نزدیک است

داغ من هر که ببیند، جگرش می‌سوزد

آتش وادی من دور [و] به دل نزدیک است

دیده و دل همه پر نقش رخ اوست مرا

راه بتخانه ی کشمیر و چگل نزدیک است

دارد از جنبش مژگان سیاه تو خبر

دلم از بس به تو ای عهدگسل نزدیک است

ترسم از بی خبری قتل مرا فاش کنی

دامنت سخت به این خون بحل نزدیک است

صدق در طوف چو باشد، حرم و دیر یکی ست

کعبه دور است [و] خرابات به دل نزدیک است

در محیط غم ایام شدی پیر سلیم

واقف از کشتی خود باش که گل نزدیک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست
  2. شمارهٔ ۲۰۲آنکه در شور آورد شوریده‌حالان را می است
  3. شمارهٔ ۲۰۳دل بی لب او خراب خفته ست
  4. شمارهٔ ۲۰۴کی بزم اسیران ترا شمع و چراغ است
  5. شمارهٔ ۲۰۵دلم ز نسبت روی تو مهربان گل است
  6. شمارهٔ ۲۰۶ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست
  7. شمارهٔ ۲۰۷به گلشن بی تو سروم دود آه است
  8. شمارهٔ ۲۰۸همچو بلبل دلم غمین گل است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.