پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست

دیده از نظارهٔ این باغ، چون بادام بست

از ضعیفی، قوت بی طاقتی با من نماند

ناتوانی بر من آخر تهمت آرام بست

با وجود آنکه لبریز شرابم، از خمار

یک دم از خمیازه نتوانم دهن چون جام بست

صید صیادی نگردیدیم، تا کی می توان

خویش را همچون گره بر حلقه ی هر دام بست

ما کجا و خوشدلی، هرگز نیاساید سلیم

آنکه بر ما تهمت این آرزوی خام بست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸همچو بلبل دلم غمین گل است
  2. شمارهٔ ۲۰۹چو شعله گرم درآمد، چو گل به تاب نشست
  3. شمارهٔ ۲۱۰با نسیم صبح شمع خلوت من سرکش است
  4. شمارهٔ ۲۱۱بر سر عشق تو هرکس هست با من دشمن است
  5. شمارهٔ ۲۱۲نارسایی به هنر در همه جا همراه است
  6. شمارهٔ ۲۱۳ساقی بیا که فصل بهاران غنیمت است
  7. شمارهٔ ۲۱۴دلی که صید بتان گشت فارغ از ستم است
  8. شمارهٔ ۲۱۵شد بهار و به بوستان عید است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.