پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

نارسایی به هنر در همه جا همراه است

جامهٔ سرو ز موزونی او کوتاه است

قسمتم نیست که از بند غم آزاد شوم

رفت صد قافله و یوسف من در چاه است

هر که برخاست ز شوق تو، دگر ننشیند

پا درین بادیه گر ماند، سرم در راه است

عقل ما در طلب وصل به جایی نرسد

میوه بر شاخ بلند است و عصا کوتاه است

از چه رو ریخته و حمزه لقب یافته است

می چون لعل مگر خون زمرد شاه است؟

در محبت گله از ما نتوان کرد سلیم

خبر از خویش نداریم، خدا آگاه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴دلی که صید بتان گشت فارغ از ستم است
  2. شمارهٔ ۲۱۵شد بهار و به بوستان عید است
  3. شمارهٔ ۲۱۶پیاله گیر که عذر شراب بی نمک است
  4. شمارهٔ ۲۱۷پنجهٔ عشقم دگر قفل فغان پیچیده است
  5. شمارهٔ ۲۱۸هرجا نشسته، بی سروسامان نشسته است
  6. شمارهٔ ۲۱۹یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت
  7. شمارهٔ ۲۲۰پی شکستن پیمان بهانه بسیار است
  8. شمارهٔ ۲۲۱به خاک هند مرا تاب زیستن ز کجاست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.