پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

پنجهٔ عشقم دگر قفل فغان پیچیده است

همچو شمعم شعله‌ای بر استخوان پیچیده است

گر نمی خواهد کند گل آتش خس پوش ما

باز این دود از کجا در آشیان پیچیده است

ترک چشمت می برد مرغ دلی بهر کباب

باز تا دست کدامین ناتوان پیچیده است

همچو لعل از سنگ خیزد گوهر نایاب وصل

کوهکن همچون صدا بر کوه ازان پیچیده است

بود هر چه بر زمین، خود کرد خاکستر سلیم

دود آهم این زمان بر آسمان پیچیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت
  2. شمارهٔ ۲۲۰پی شکستن پیمان بهانه بسیار است
  3. شمارهٔ ۲۲۱به خاک هند مرا تاب زیستن ز کجاست
  4. شمارهٔ ۲۲۲صاف می از دگران، لای ته شیشه ز ماست
  5. شمارهٔ ۲۲۳کی دهم دیگر عنان آن بت چین را ز دست
  6. شمارهٔ ۲۲۴خشت کوی می‌فروشان سر به سر آیینه است
  7. شمارهٔ ۲۲۵شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست
  8. شمارهٔ ۲۲۶به نقش طالع ما چشم قرعه حیران است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.