پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت

دل کجا ماند به جای خویش چون دلبر گریخت

بود هندستانی و از روی خود مهتاب دید

زان به شبگیر بلند آن شوخ مه پیکر گریخت

آنکه پروردم به صد خون جگر در دیده اش

عاقبت چون قطره ی اشکم ز چشم تر گریخت

اعتمادی بر غلامان سیاه ای خواجه نیست

سایه از همرنگی ایشان ز پیغمبر گریخت

طاقت سوز فراق او دلم با خود ندید

آتشی دارم کزو چون دود خاکستر گریخت

صد تمنا بود دل را از وصال او سلیم

کارها بسیار با او داشتم، کافر گریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱به خاک هند مرا تاب زیستن ز کجاست
  2. شمارهٔ ۲۲۲صاف می از دگران، لای ته شیشه ز ماست
  3. شمارهٔ ۲۲۳کی دهم دیگر عنان آن بت چین را ز دست
  4. شمارهٔ ۲۲۴خشت کوی می‌فروشان سر به سر آیینه است
  5. شمارهٔ ۲۲۵شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست
  6. شمارهٔ ۲۲۶به نقش طالع ما چشم قرعه حیران است
  7. شمارهٔ ۲۲۷شعله‌ای چون شمع من در پردهٔ فانوس نیست
  8. شمارهٔ ۲۲۸هوای تخت ندارد کسی که گوشه‌نشین است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.