پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

به خاک هند مرا تاب زیستن ز کجاست

که چون حباب مرا زندگی به آب و هواست

چنان مدار معاشم ز پهلوی خویش است

که تا فتیله ی داغم ز بندهای قباست

گریختن ز جفای زمانه ممکن نیست

کجا رویم که خورشید گردنامه ی ماست

به چشم اهل کمال آسمان و خورشیدش

به دست طفل دبستان، کتاب شاه و گداست

ز ننگ خدمت مخلوق همچو سایه به خاک

فتاده ام، که نگویند پیش خود برپاست

نهاده شوق رهی پیش پای من که درو

ز چوب تیر، پر مرغ را به دست عصاست

ز حسن داده ترا روزگار سامانی

که احتیاج تو ای بت همین به نام خداست

کسی سلیم سلامت نرفت در ره عشق

چه خارها که درین راه شعله را در پاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳کی دهم دیگر عنان آن بت چین را ز دست
  2. شمارهٔ ۲۲۴خشت کوی می‌فروشان سر به سر آیینه است
  3. شمارهٔ ۲۲۵شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست
  4. شمارهٔ ۲۲۶به نقش طالع ما چشم قرعه حیران است
  5. شمارهٔ ۲۲۷شعله‌ای چون شمع من در پردهٔ فانوس نیست
  6. شمارهٔ ۲۲۸هوای تخت ندارد کسی که گوشه‌نشین است
  7. شمارهٔ ۲۲۹هر کجا موج زند جام شرابی دام است
  8. شمارهٔ ۲۳۰درین چمن هوس عیش، کیمیا طلبی ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.