پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

بر سر عشق تو هرکس هست با من دشمن است

آنکه اشکی پاک می‌سازد ز چشمم دامن است

در کف او می به رنگ شبنم روی گل است

بر میانش تیغ چون آب میان گلشن است

برنمی‌خیزیم از جای خود و آواره‌ایم

دامن صحرای مجنون تو طرف دامن است

همچو من منصور را سامان رسوایی کجاست

مایهٔ حلاجی او پنبهٔ داغ من است

کوچهٔ زنجیر را ماند به عهدش روزگار

بس که از بیداد او هر خانه‌ای پر شیون است

دشمن جان است دل اهل محبت را سلیم

یوسف ما را همیشه گرگ در پیراهن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳ساقی بیا که فصل بهاران غنیمت است
  2. شمارهٔ ۲۱۴دلی که صید بتان گشت فارغ از ستم است
  3. شمارهٔ ۲۱۵شد بهار و به بوستان عید است
  4. شمارهٔ ۲۱۶پیاله گیر که عذر شراب بی نمک است
  5. شمارهٔ ۲۱۷پنجهٔ عشقم دگر قفل فغان پیچیده است
  6. شمارهٔ ۲۱۸هرجا نشسته، بی سروسامان نشسته است
  7. شمارهٔ ۲۱۹یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت
  8. شمارهٔ ۲۲۰پی شکستن پیمان بهانه بسیار است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.